فاطمه الف. که تنها فرزند خانواده ، متولد ۱۳۷۳ و دانشجوی سال آخر رشته روانشناسی بالینی در مقطع کارشناسی می باشد ، به گفت و گو پرداخت.

به گزارش املش ما به نقل از پرنیان گیل که با فاطمه الف. که تنها فرزند خانواده ، متولد ۱۳۷۳ و دانشجوی سال آخر رشته روانشناسی بالینی در مقطع کارشناسی می باشد ، به گفت و گو پرداخت.

 

در این مصاحبه خبرنگار پرنیان گیل از فاطمه الف. پرسید: از چه زمانی احساس کردید که دچار تحولات روحی شده اید و تصمیم های جدیدی برای تغییر وضع ظاهر و رفتار خود گرفته اید؟

فاطمه الف در پاسخ گفت: بنده از سنین نوجوانی همواره با یک حجاب معمولی به بیرون منزل می رفتم و به مکان های مذهبی گرایش داشتم اما به سبب دوستان و اطرافیانم که غالبا افراد غیر مذهبی بودنند و انجام واجبات دینی را به سخره می گرفتند ، من هم به پوشش کامل و رفتارها و کارهای مذهبی تمایلی نشان نمی دادم . اما از دو سال پیش که با شرکت در حلقه های صالحین پایگاه حضرت فاطمه سلام الله علیها رشت با حفظ قرآن مانوس شدم جرقه های اولویه ی تحول درونی من روشن گردید.

شناسنامه فاطمه

وی ادامه داد: شاید در طول هفته تنها دو یا سه آیه حفظ می کردم اما این امر را با اشتیاق انجام می دادم و آرامش گمشده ام را در دل قرآن کریم پیدا نمودم و اکنون بعد از سپری شدن این دو سال از شروع حفظ قرآن کریم به این باور رسیدم که مانوس شدن با آیات الهی موجب رشد ، تعالی و عزتمند شدن انسان می گردد. پس از آن ، اردوی راهیان نور در اسفند ۱۳۹۲ چشم انداز جدید و زیبای دیگری به رویم گشود که این سفر را نیز در تحول روحی و فکری خودم موثر می دانم.

فاطمه الف. در ادامه گفت: در سال ۹۳ روند حفظ قرآنم ادامه یافت ، حجاب ام کامل تر شد و مقید به سفت کردن روسری و پوشیدن ساق دست شدم و یک چادر جدید خریدم اما همچنان جرات با چادر رفتن به دانشگاه را نداشتم ، شاید از مسخره کردن دوستان و هم کلاسی هایم می ترسیدم اما آن زمان که طعم حجاب کامل را چشیده بودم بدون چادر که به دانشگاه می رفتم انگار هیچ لباسی به تن نداشتم و این احساس روح مرا می آزرد.

وی در ادامه گفت: سرانجام بعد از جندین ماه کالانجار رفتن با خودم ، تصمیم خود را گرفتم. قرار شد در اولین روز هفته با چادر به دانشگاه بروم و رفتم. دختران هم کلاسی مذهبی ام ، مرا تحسین کردنند و گفتند که چقدر با چادر زیباتر شده ام اما همانند تصورم سایر هم کلاسی ها به انتخاب من دید مثبتی نداشتند و به ظن و گمانشان که شاید در شرف ازدواج هستم و نامزدم از من خواسته تا چادر به سر کنم یا اینکه تحت تاثیر افراد مذهبی قرار گرفته ام و مدتی بعد دوباره چادرم را خواهم برداشت ، در مورد نوع پوشش من نظر می دانند اما حرف هایشان زیاد برایم اهمیت نداشت زیرا احاطه چادر به دور بدنم همچون آغوش یک مادر چنان آرامشی به من می داد که حاضر به از دست دادن آن آرامش و آن حس وصف ناشدنی نبودم.

فاطمه الف. افزود: چندین ماه از این جریان گذشت  و من به تغییر نام خود نیز که یک اسم غیر مذهبی بود به یک نام اسلامی و مذهبی فکر می کردم اما نمی دانستم چه نامی را برگزینم . در آن ایام به اسم فاطمه زیاد فکر نمی کردم و با خود می گفتم در اطرافم دختران زیادی هستند که دارای این نام می باشند و اینطور نام جدید من تکراری خواهد بود. تا اینکه در فصل پائیز سال جاری ، برای مراسم چهلمین روز خاکسپاری شهید مدافع حرم ، شهید سجاد طاهرنیا با سایر بسیجیان به منزلشان ر فتیم. آن روز  ، زمانی که همسر شهید طاهرنیا دختر خود را با اینکه تنها یک دختر چهار پنج ساله بود ، با لحن زیبائی به لفظ “خانم فاطمه”  خطاب کرد ، ناگهان دلم لرزید و عاشق نام فاطمه شدم و آنجا ، در خانه آن شهید عزیز تصمیم خود را گرفتم اما این بار دیگر حس نمی کردم که فاطمه نامی تکراری است و گمان می کردم این نام بعد از حضرت زهرا سلام الله علیها تنها به من تعلق دارد.

وی در ادامه گفت: هرچند که برای تغییر شناسنامه ام تلاش زبادی کرده ام و همچنان تغییر نامم از شناسنامه پدر و مادرم ، تغییر نام مدارک تحصیلی ام ، تغیر نام گواهینامه رانندگی ام و…. را پیش رو دارم و هرچند که دوستان و اطرافیانم تصمیم مرا احساسی و نادرست قلمداد کرده اند اما من از آغاز این روند تغییر نام به خانم حضرت زهرا سلام الله علیها متوسل شده ام و تمام سختی ها را به جان خریده ام چون معتقدم شیعه علی بن ابیطالب علیه السلام باید همچون مولایش در برابر سختی ها ایستادگی کند و این سختی ها هم اکنون برای من لذت بخش است.

فاطمه الف. در پایان گفت: از زمانی که نام زیبای فاطمه را برگزیدم ، به ئخاطر قداست این نام سعی می کنم رفتارهای نادرست کمتری از من سربزند و خوش اخلاق تر باشم و آرزوی قلبی من این است که تا آخر عمر پایبند افکار و عقاید کنونی ام باشم و اکنون که راه فاطمی را برگزیدم برای همیشه فاطمی باقی بمانم.

انتهای پیام/

اشتراک این خبر در :